مستند مغز!!! - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 17:52
امشب یه مستندی دیدم راجع به مغز و عملکرد هاش و از اونجا که بنده خوره پزشکی و علی الخصوص نوروساینس و نوروسرجری تشریف دارم هیچی دیگه رفته بودم توی تلویزیون و داشتم تک تک لحظه های اون برنامه رو وارد تک ت
عشق به سبک قدیم! - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 17:52
میدونین گاهی وقتا احساس میکنم که حکایت من و عشق دیرینه ام حکایت عشق های قدیم ندیماست از همون عشقایی که یه عمر تو فراقش میسوختن اما وقتی به عشقشون میرسیدن دیگه اونوقت اون وصال خیلی بهشون مزه میداد امسا
تنهایی شاخ و دم ندارد!! - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 13:34
راستش هیچوقت فکرش هم نمیکردم که مادرم که همیشه مثل کوه پشتم بود سرم داد بزنه اونم به خاطر اینکه طرف برادرم رو گرفتم و گفتم این طفل معصوم هم راست میگه خب ! هیچی دیگه الان یه احساسی دارم شبیه به اینکه من چقدر اضافیم تو این خونه خدا کنه یه شهرستان دور قبول بشم اون موقع شاید دلشون تنگ شد برای چند دقیقه ...
فرهنگ بی فرهنگ - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 22:58
فرهنگ بی فرهنگ امشب از یه موضوعی بدجوری دلم گرفت تصمیم گرفتم راجع بهش بنویسم . متاسفانه تو بعضی از زمینه ها بعضی از آدمها بدجور بین مدرنیته و سنت گیر کردن و هیچ جوری هم نمیتونن خودشونو رها کنن از بعضی قید وبند های تارعنکبوت بسته ای که خیلی و
فرهنگ بی فرهنگ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:15
امشب از یه موضوعی بدجوری دلم گرفت تصمیم گرفتم راجع بهش بنویسم . متاسفانه تو بعضی از زمینه ها بعضی از آدمها بدجور بین مدرنیته و سنت گیر کردن و هیچ جوری هم نمیتونن خودشونو رها کنن از بعضی قید وبند های تارعنکبوت بسته ای که خیلی وقته تاریخ انقضاشون گذشته و حتی خود اون آدمها هم میدونن این رو ولی با الحاح...
غبار روبی از وبلاگم! - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
سلام . من اومدم یه یادداشت بنویسم به عنوان آخرین یادداشت قبل از کنکورم . امروز 6 تیرماه و من ده روز دیگه کنکور دارم . جمعه دو هفته قبل سنجش داشتم و رتبه نسبتا خوبی واسم پیش بینی کرد. نمیدونم چرا ولی آرامش عجیبی همه وجودم و فراگرفته و احساس میکنم قراره اتفاق های خوبی بیافته توی زندگیم . از خدا میخوام...
پیمان شکنی کردم.... - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
مثل همیشه اول سلام. توی پست قبلی نوشته بودم که اون آخرین پست قبل از کنکورم خواهد بود اما امروز که کمتر از یک هفته به کنکورم مونده یهو دلم گرفت و احساس کردم که بیام اینجا بنویسم حس خوبی پیدا میکنم. دو تا دوست عزیز هم لطف داشتن و برام کامنت گذاشته بودن که همینجا از لطف و محبتشون تشکر میکنم. نمیدونم چر...
پایان ماراتن - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
دیروز کنکور و دادیم و ماراتن تمام شد. اما منی که فکر می کردم با تموم شدن کنکور من میشم مثل یه کبوتر آزاد و رها ، انگار بعد از کنکور پر هام رو چیدن و کردنم تو قفس نمیدونم چرا بعد از کنکور تازه دلهره اینکه وای چی میشه و چه اتفاقی قراره بیافته افتاده به جونم . دیروز وقتی رسیدم خونه اول یه دل سیر اشک ری...
خدای مهربونم فقط به تو امید دارم - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
جواب هام رو با کلیدی که سازمان سنجش امروز داغ داغ منتشر کرد چک کردم. به قول مشاورم پنج تا درس و عالی زدم و سه تا متوسط. صد البته که توقع خودم از خودم بسیار بیشتر بود ولی باز هم خداروشکر چون شاید بدتر از اینم میتونست باشه و شایدم باشه چون بعد دو روز جواب هایی که توی پاسخ نامه زدم شاید درست و درمون یا...
با نهايت احترام براي ستاره اي كه كوتاه درخشيد و خاموش شد - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
امروز خبري رو شنيدم كه من رو بسيار منقلب و ناراحت كرد . مريم ميرزاخاني عزيز متاسفانه از بين ما رفتند و جامعه علمي جهاني رو متاثر كردن . راستش ياد داستان دخترك كبريت فروش افتادم ؛ اون قسمتي كه دخترك به آسمان نگاه ميكرد و ميديد ستاره اي خاموش شده و ياد حرف مادربزرگش مي افتاد كه بهش گفته بود وقتي ستاره...
برای روز دختر ؛ بدون شرح!!! - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
در حول و حواشی روز دختر و وقتی که بنیتا کوچولوی هشت ماهه رو گرسنه و تشنه و گرما زده پیدا می کنند دلم خواست که بیام اینجا و یه کم دق و دلیم رو سر اینجا خالی کنم . راستش من از دوران نوجوانیم و حتی اواخر کودکیم هیچ وقت از اینکه یه دختر بودم راضی نبودم و البته این اصلا و ابدا به این معنی نبود که دلم میخ...
بعدا نوشت های انتخاب رشته - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
خب رتبه ها هم اومد و انتخاب رشته هم کردیم و ما موندیم و یه بلاتکلیفی جدید از جنس اینکه چی رو کجا قبول میشیم البته خیلی بدم نیستا هیجان خودش و داره بالاخره ولی نمیدونم چرا من دیگه senseless شدم نسبت به وقایع کنکوری انگار گیرنده هام تطابق حاصل کرده باشن مثلا!! به هر حال هر اتفاقی قرار باشه بیافته میاف...
شب قدر 1 - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:37
امشب شب نوزدهم ماه رمضان سال ٩٦ . و من انقدر بي لياقت بودم كه حتي نتونستم امروز رو روزه بگيرم . حالم بد و شد و كارم به اورژانس و سرم رسيد . خدايا ميدونم كه صدام رو ميشنوي و منو ميبيني ازت با همه وسعت قلب كوچيكم ميخوام كه امشب براي همه بهترين اتفاقات رو رقم بزني براي هركس هرچي كه دوست داره و البته با
انسانيت ؛ آري يا نه ؟ مسئله اين است... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:54
ديروز صبح وقتي از خواب بيدار شدم يه سري اخبار ضد و نقيض به سمع و نظرم رسيد كه اولش گذاشتم پاي بعضي شايعات بي پايه و اساس فضاي مجازي ولي بعد ديدم نه انگار قضيه خيلي جديتر از اين حرفهاست . شهادت هموطنان عزيزم واقعا متاثرم كرد ولي چيزي كه بيش از همه ذهنمو به خودش مشغول كرد اينه كه چي يك انسان رو به اين
افتتاحيه - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 7:11
سلام . من اينجا يادداشت هاي شخصي و درد دل هام رو ميذارم . من امسال كنكور دارم و دارم لحظه شماري ميكنم واسه هدفي كه دوازده ساله دنبالش هستم .+ نوشته شده توسط دختر فرورديني در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 4:39 |
اولين پست رسمي - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 7:11
امروز دهم ماه رمضان سال ٩٦. من حدودا يك ماه ديگه كنكور دارم . خدايا يعني ميشه منم به آرزوم برسم .براي من دعا كنين .+ نوشته شده توسط دختر فرورديني در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 4:16 |